بشنو از دل ....

 

به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم 

نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه 

نمک را بگذار برای من 

که می خواهم این زخم همیشه تازه بماند!

 

دلتنگی خیابان شلوغیست ، که تو در میانه اش ایستاده باشی

ببینی می آیند و می روند و تو همچنان ، ایستاده باشی ! ...

 

سفر

 

یعنی تو بروی،

 

من پشت سرت آب بریزم،...

 

اما هیچ‌وقت برنگردی!  

 

خسته ام رئیس خسته ام از اینکه همه ی راه تنهام...  

 

تنها مانند یه گنجشک توی بارون،خسته ام از اینکه هرگز کسی رو  

 

نداشتم که بگه کجا میریم ،از کجا میاییم و یا چرا میریم بیشتر از 

 

 مردمی خسته ام که همدیگه رو آزار میدن خسته ام از همه ی درد  

 

هایی که میشنوم و حس میکنم هر روز بیشتر میشن  درست مانند اینه  

 

که خرده های شیشه تو سرمه همه ی زمانها  میتونید بفهمید ؟! 

 

 ( John Coffey © The Green Mile 1999) 

 

 

 

پولدار که باشی

 

برف بهانه ای میشود برای لباس نو خریدن

 

با دوستان به اسکی رفتن

 

تفریح کردن و از زندگی لذت بردن

 

اما خدا نکند فقیر باشی و برف ببارد

 

از بیکار شدن پدر کارگرت بگیر

 

تا غم پاره بودن کفشهایت و چکه کردن سقف خانه ات

 

چرا باید پول تعیین کند برف نعمت است یا عذاب؟!

حالم خوب است مثل پدربزرگ که گفت حالم خوب است ولی مرد !

 

بسته راهِ نفسم ، بغضُ و دِلم شعلهِ وَر است

چون یتیمی که به او، فُحشِ پدر داده کسی...

 

"مهدی اخوان ثالث"

 

 

تنها باشی... روز تعطیل باشد... غروب باشد... باران هم ببارد...

 

احساس میکنی بلاتکلیف ترین آدم دنیا هستی...!!

 

 

چه دنیای بزرگی!!!

 

تا چشم کار میکند جای تو خالیست...!

 

هنــــوز برایـــــــــش مینویــــــــــسم

همـــــــــــانند کودک نـــابینایـــــــــــی

کــــه هر روز غـــــــذا میریــــــــــــــزد

بــــــــــــرای ماهـــــــی مـــــــــــــرده اش
. . . . .

 

خسته ام… از تـــــو نوشتن…!

 

کمی از خود می نویسم

 

این “منم” که،

 

دوستت دارم…!

 

 

 

چقد طول میکشه تا این فقر تموم شه بابا ؟
 
* چهل روز پسر
م
 
*  یعنی بعد چهل روز پولدار میشیم بابا
؟
 
* نه پسرم نه بهش عادت می کنیم ...

 

تابلو ؛ نقاش را ثروتمند کرد.

شعر ِشاعر به چند زبان ترجمه شد.

کارگردان جایزه ها را درو کرد...

و هنوز سر همان چهار راه واکس میزند

کودکی که بهترین سوژه بود

/ 2 نظر / 117 بازدید

سلام. خیلی وقت بود مطلب جدیدی نذاشته بودید!!! قشنگ بود و جالب... طرز نوشتن و عکس هاش هم جالب بود آره کارگردان و نقاش که پولدار شدن که هیچ ,افرادی هم که پشت میزا نشستن تا به اونا خدمت کنن کلی پولدار شدن ولی هنوز اونها تو چارراه واکس میزنن و گل میفروشن...

؟؟؟