از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى آمرزد.

http://www.uploadax.com/images/59164245298188427344.jpg

http://s1.picofile.com/file/8124319518/emam_sadegh2.jpg

http://tandis-eshgh.persiangig.com/image/2zsqws4.jpg

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:

هیچ بنده اى نیست که مرتکب گناهى شود پس برخیزد و طهارت گیرد و دو رکعت نماز به جاى آورد و از خداوند طلب مغفرت کند جز اینکه مغفرت الهى شامل حالش مى شود و بر خداوند سزاوار است که استغفار او را بپذیرد زیرا خداى سبحان فرموده است :

(و هر کس کار بدى به جاى آورد یا به خویشتن ستم کند سپس از خداوند طلب مغفرت کند خداوند را آمرزنده و مهربان مى یابد)

سوره نساء / آیه 111.






قُلْ یَعِبَادِى الَّذِینَ أَسرَفُوا عَلى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ

 إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوب جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ


بگو: اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید!

 از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى آمرزد.

سوره ی زمر آیه 53

http://www.uploadax.com/images/83623712234418928160.jpg

 

رسول خدا فرمود: آرى! به آسمان نگاه مى کردم، دیدم دو فرشته به زمین آمدند تا پاداش عبادت شبانه روزى بنده با ایمانى را که هر روز در محل خود به عبادت و نماز مشغول مى شد، بنویسند؛ ولى او را در محل نماز خود نیافتند. او در بستر بیمارى افتاده بود.

فرشتگان به سوى آسمان بالا رفتند و به خداوند متعال عرض کردند:
ما طبق معمول براى نوشتن پاداش عبادت آن بنده با ایمان به محل نماز او رفتیم. ولى او را در محل نمازش نیافتیم، زیرا در بستر بیمارى آرمیده بود.

خداوند به آن فرشتگان فرمود:تا او در بستر بیمارى است، پاداشى را که هر روز براى او هنگامى که در محل نماز و عبادتش بود، مى نوشتید، بنویسید. بر من است که پاداش اعمال نیک او را تا آن هنگام که در بستر بیمارى است، برایش در نظر بگیرم. 

بحارالانوار

جلد۱

 http://www.uploadax.com/images/22811591131073039030.jpg

تمام تلاش شیطان این است تا با ایجاد وسوسه و یأس موجبات دوری بندگان صالح را از خداوند متعال، مهربان و بخشنده فراهم نموده و آنها را چنان غرق در گناه و معصیت نماید که از رحمت و هدایت خداوند دور شوند.

توبه حقیقی استعانت از لطف و عنایتی است که خداوند نسبت به توبه کنندگان دارد؛ زیرا توبه واقعی همه مبغوضیت های گناه و عقوبات اخروی و آثار منفی آن را در پیشگاه خداوند از بین می برد.

 

گناه و معصیت، مانند لجن زار متعفنی است که انسان، هر چه بیشتر در آن فرو می رود، خود را به نابودی نزدیک می کند، اما توبه و تصمیم جدی انسان به ترک گناه حرکت به سوی نجات و خود یک پیروزی بزرگ است که درهای رحمت الهی را به روی انسان می گشاید.

 

کسی که به این مرحله (توبه) رسیده به پیروزی بزرگی دست یافته است، و باید سعی کند انگیزه خود را برای مبارزه با گناه، قوی تر نماید، و برای همیشه این حالت را در خود حفظ کند.

 

نکته بسیار مهم در این راه، استعانت از لطف و عنایتی است که خداوند نسبت به توبه کنندگان دارد؛ زیرا توبه واقعی همه مبغوضیت های گناه و عقوبات اخروی و آثار منفی آن را در پیشگاه خداوند از بین می برد، همانطوری که خداوند فرموده است: «اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است :

 

قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ

 

إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ .»

 

(سوره زمر، آیه 53)

 

البته تمام سعی شیطان این است تا با ایجاد وسوسه و یأس موجبات دوری بندگان صالح را از خداوند متعال، مهربان و بخشنده فراهم نموده و آنها را چنان غرق در گناه و معصیت نماید که از رحمت و هدایت خداوند دور شوند.

 

در حالی که خداوند همه بندگانش حتی گناه کاران و ظالمان را نیز دوست دارد و خواهان هدایت و سعادت آنان است. البته از اعمال و کارهای ناشایست آنان بیزار است. به همین جهت بهترین و عزیزترین بندگان خود یعنی انبیاء و ائمه (علیهم السلام) را برای راهنمایی هدایت آنان فرستاده و به همین دلیل است که در این زمان یکی از عزیزترین اولیاء خود یعنی حضرت مهدی (عج) را زنده و در حال غیبت نگه داشته تا بتواند فارغ از مکر و توطئه دشمنان از طریق نایبان و نمایندگان خود ، آنان را در یافتن مسیر هدایت یاری رساند.

 

پس هیچ گناهکاری در هیچ شرایطی هر چند گناهان او زیاد باشد حق ندارد از رحمت پرودگار مأیوس باشد ؛ چرا که یأس از رحمت خداوند، سوء ظن به او و بزرگ ترین گناه است.

 

امید به رحمت پروردگار و ندامت و پشیمانی از گناهان و در نهایت توبه واقعی و خالصانه گامی مهم به سوی محبوب خدا شدن و راهی است هموار به سوی هدایت، که شیطان از آن نگران و ناراحت است.

 

بهشت و جهنم

http://www.uploadax.com/images/08865327876455258473.jpg

مردی بود که همیشه گناه می کرد و توشه ی آخرتش پر از گناه بود. پس از سالها گناه و معصیت زمان مرگ فرا رسید به دیار باقی رفت و سالها در عالم برزخ مثل همه ی آدمای دیگه منتظر قیامت و روز موعود یعنی روز حساب موند افراد مختلفی در برزخ بودند با نامه ی اعمال مختلف یکی با گناه های فراوان و دیگری توشه ای پر از کارهای خیر خدا پسندانه …..

بعضیها به خود اطمینان داشتند و بعضی دیگر از کرده ی خویش پشیمان و بعضی دیگر… خلاصه روز موعود فرا رسید… موقع حسابرسی و جدا شدن بهشتیان از جهنمیان شد … هر کس بر طبق اعمال و کارها و اعتقاداتشان سنجیده شد و وضعیتش مشخص.

یکی یکی حسابرسی می شدند و هر کس که جهنمی می شد از دیگران کمک می خواست و دادوفریاد می کرد و از دیگران تقاضای کمک می نمود… اما به آن ها توجهی نمی شد …. تا اینکه نوبت مرد گناهکار شد … همه با هم صحبت می کردند و می گفتند گناه این مرد از گناه دیگران بیشتر است حتما جهنمی خواهد بود… حتی مامورین جهنم خود را برای بردن مرد به جهنم آماده کرده بودند … مرد دید که نفر جلویی او با اینکه اعمال بدش از او کمتر است راهی جهنم شد … با خود گفت کار تمام است تکلیف من مشخص است من جهنمی هستم …

نوبت مرد شد وقتی حسابرسی شد مأمور حسابرسی گفت در نامه ی اعمالت کارهای بد تو خیلی بیشتر از کارهای خوب توست یعنی تو هیچ کار خیری نداری پس تو از جهنمیانی راهی جهنم شو ….

مامورین جهنم که از قبل خود را آماده کرده بودند او را تا نزدیک در جهنم بردند هنگامی که می خواستند او را وارد جهنم کنند و از در ورودی وارد جهنم شوند مرد یک لحظه برگشت و خدا را از ته دل صدا زد و خدا را نگاه کرد… همان لحظه خداوند فرمودند دست نگه دارید او از هم اکنون بهشتی است…

همه تعجب کردند و گفتند چگونه است که افراد با گناه کمتر از او راهی جهنم شدند
اما او با اینهمه گناه بهشتی است؟

گفتند به چه علتی او را مورد رحمت خود قرار دادی؟ خداوند فرمودند:

١ - من در آنجا حضور داشتم و مشتاق بازگشت بندگانم به نزد خود بودم ، لحظه ای که آن مرد می خواست وارد جهنم شود یک لحظه برگشت و فقط از من یاری خواست و فقط مرا صدا زد، اما جهنمیان دیگر غیر مرا صدا زدند من تا لحظه ی آخر منتظر بودم مرا صدا کنند اما هیچ یک مرا در قلب خود نیافت و مرا صدا نزد.

٢ - من همیشه در کنارآنان بودند اما آنان لحظه ای مرا ندیدند من در آنجا حضور داشتم اما جهنمیان مرا ندیدند و برای کمک یافتن دیدگانشان فقط بندگان بی چیز و بی قدرت مرا می دید،اما آن مرد وقت رفتن درلحظه ی آخر فقط مرا صدا کرد و نگاهش فقط به من بود،من درچشمان اوچیزی دیدم که اگرآن رادرچشم گناهکارتر از او و در چشمان هر بنده ای ببینم هرگز او را به حال خودش رها نمی کنم و خواسته اش را اجابت می کنم.

من در لحظه ی آخر در چشمان او نور امید را دیدم او در لحظه ی آخر به رحمت و بخشایش من امید داشت و با نور امید مرا از ته دل صدا کرد اما هیچ کدام از بندگان حاضر در اینجا به من امید نداشتند وامیدشان به بندگانی بود که خود محتاج به رحمت من هستند…

بدانید که تنها راه نجات بندگان امید به رحمت و مهربانی من است باور و امید او به من نجات دهنده ی او بود چون تنها نجات دهنده من هستم ، پس به نزد من بیایید و فقط مرا صدا بزنید و فقط به من امید داشته باشید ، بیایید چون همیشه منتظر شما هستم ، اگر بندگان می دانستند که چقدر مشتاق آنان هستم حتی یک لحظه برای صدا زدن من درنگ نمی کردند.

 

www.loogix.com. Animated gif


بدانید که تنها راه نجات بندگان امید به رحمت و مهربانی خداست

 http://gigpars.com/upload/awe1_beautiful_sea_and_rainbow_1600x900.jpg

 

ظهور رحمت خدا در قیامت

 

رحمت خداوند خیلى گسترده است، هر چه بگوییم بالاتر است.

 

این قدر خدا ارحم الراحمین است که امام صادق علیه السلام فرمود:

 

اِذا کانَ یَوْمُ الْقیامَةِ نَشَرَاللّهُ تَبارَکَ وَ تَعالى رَحْمَتَهُ حَتّى یَطْمَعَ اِبْلیسُ فى رَحْمَتِهِ؛[1] در روز قیامت خداوند رحمتش را به قدرى مى گستراند که ابلیس هم در رحمت خدا طمع مى ورزد.

 

ابلیس مظهر گمراهى و گمراه کنندگى است. با این وجود در رحمت خدا طمع مى کند. این قدر رحمت خداوند گسترده است! در قرآن آمده است:

 

ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ اِلاّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ؛[2] انسان هیچ سخنى را بر زبان نمى آورد، مگر اینکه همان دم دو فرشته رقیب و عتید براى نوشتن آن آماده اند.خداوند در طرف راست و چپ انسان دو مأمور گذاشته است تا اعمال انسان را بنویسند. فرشته دست راستى، خوبى ها را مى نویسد و فرشته دست چپى، بدى ها را. فرماندهى با فرشته دست راستى، یعنى کاتب

 

حسنات است. از کتاب «نزهة المجالس» نقل شده است که کاتب حسنات روزى دوبار؛ یعنى صبح و شب عوض مى شود، ولى کاتب سیئات ثابت است. در روز قیامت هزارها، بلکه میلیون ها شاهد براى حسنات انسان مى آیند، ولى شاهد بدى ها یکى بیشتر نیست. وقتى میلیون ها فرشته به خوبى انسان شهادت دهند و یکى به بدى، معلوم است که شهادت فرشته هاى شاهد خوبى ها پذیرفته است.

 

رحمت فراگیر خداوند

 

در روایتى آمده است: شخصى از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام پرسید: آیا رحمت خداوند شامل حال گنهکاران هم مى شود؛ «اَتَعُمُّ رَحْمَةُ اللّهِ لِلْعاصینَ؟» در همان هنگام باران مى آمد. حضرت فرمود: دو کاسه بیاورید؛ یکى خیلى تمیز و زیبا و دیگرى کثیف و زشت.

 

فرمود: آن ها را زیر باران بگذارید. پس از چند دقیقه فرمودند: آن ها را بردارید. هر دو پر از باران شده بود. بعد فرمودند:

 

«کَذلِکَ رَحْمَةُ اللّهِ سُبْحانَهُ تَعُمُّ الطائِـعَ وَالْعاصِىَ؛[3]

 

رحمت خداوند این چنین مطیع و گنهکار را فرا مى گیرد.» یعنى هم شامل کسى که ظرفش تمیز و پاک است مى شود و هم شامل کسى که ظرفش کثیف است. تفاوتش این است که آبى که در ظرف کثیف است، ممکن است آلوده شود. ولى در هر صورت رحمت او را مى گیرد. این طور نیست که رحمت خدا گنهکار را نگیرد.

 

در دعاى دفن میت چنین مى خوانیم :

 


آیت الله حائری یزدی، دهه محرم مجلس سوگواری داشت و روز عاشورا خود به نشان سوگ حسین(ع) گِل بر چهره و پیشانی می‌مالید و جلو دسته عزاداری علما حرکت می‌کرد.

 

 

 

«وَ اَسْکِنْ اِلَیْهِ مِنْ رَحْمَتِکَ رَحْمَةً یَسْتَغْنى بِها عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواکَ؛ و از رحمتت به او آرامش ده؛ رحمتى که به واسطه آن از رحمت غیر تو بى نیاز گردد.» بعد مى گوییم: «فَاِنَّما رَحْمَتُکَ لِلظّالِمینَ؛[4]خدایا، رحمت تو براى ظالمین است.»

 

رحمت خدا و پوشش گناهان

 

مى گویند: یک شب براى عارفى جلوه اى شد و گوشه اى از رحمت خداوند را به او نشان دادند. دید آوه چه خبر است! گفت: خدایا، این رحمتى که تو به من نشان دادى، اگر فردا براى مردم تعریف کنم، دیگر کسى به تو سجده نخواهد کرد و کسى حرف تو را گوش نخواهد داد. با این رحمتى که تو به من نشان دادى، هر کس هر چقدر گناه کند، مى داند که تو او را مى بخشى.

 

خداى متعال گفت: اگر این کار را بکنى، من هم از خرابى ها و بدى هاى تو پرده بردارى مى کنم تا مردم ببینند و تو را تکه تکه کنند. گفت: خدایا آتش بس! نه تو بگو، نه من مى گویم. خوبى هاى تو بى نهایت است و بدى هاى من هم بى نهایت. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

 

لَوْ تَکاشَفْتُمْ ما تَدافَنْتُمْ؛[5]اگر پرده ها کنار رود و رسوا شوید، یکدیگر را دفن نمى کنید.

 

همه در پناه ستاریت خداوند به سر مى بریم. اصلاً غفران به معناى پوشاندن است؛ یعنى خدا مى پوشاند و نادیده مى گیرد. آیا مى دانید خداوند گناهانى را که شما ظاهر نمى کنید مى بخشد. حضرت على بن موسىالرضا علیه السلام فرمودند:

 

اَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ لَهُ سَبْعُونَ ضِعْفا وَالْمُذیعُ لَهُ واحِدٌ وَالْمُستَـتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ

 

وَالْمُذیعُ لَها مُخْذُولٌ؛[6]

 

کسى که حسنه خود را پنهان دارد، هفتاد برابر پاداش مى بیند. و کسى که آن را آشکار کند، یک پاداش دارد. و کسى که گناه خود را پوشیده دارد، گناهش بخشیده مى شود. و کسى که آن را علنى و افشا کند، خوار و ذلیل خواهد شد.

 

در این حدیث چقدر بشارت خوابیده است. به هر کجا دست مى اندازى بشارت است. راه به سوى خدا و بهشت است. بنابراین تمام گناهانى را که مرتکب شده اى و خودت مى دانى و خداى خودت و هیچ کس خبر ندارد، مورد عفو و بخشش قرار مى گیرد. اما کسى که علنى گناه مى کند، یا آن را براى دیگران بازگو مى کند، در دنیا و آخرت خوار مى شود. همه حدود و تعزیرات و شلاق ها و آبروریزى ها به خاطر اظهار گناه است.

 

اظهار گناه از خود گناه بدتر است. اگر کسى سه روز، بدون هیچ عذرى، علنى روزه بخورد، حکمش اعدام است. خیلى فرق مى کند با کسى که مخفیانه روزه خورده است. چون کسى که علنى گناه مى کند، حرمت شکنى

 

مى کند و راه همه را به سوى گناه باز مى کند و جرأتشان را براى گناه کردن زیاد مى کند. اصلاً بازگو کردن گناه یکى از گناهان کبیره است. کسى که بیاید و گناهش را براى دیگران بگوید، گناه بزرگى کرده است و عاقبت آن خفت و خوارى است. خداوند مى گوید: هر چه را پوشاندى، من مى بخشم. بنابراین پوشیده ها را مى توانیم خط بزنیم. بر گناهان پوشیده قلم عفو مى خورد. باید یک فکرى به حال گناهان علنى کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

 

لا تَهْتِکُوا اَسْتارَکُمْ عِنْدَ مَنْ یَعْلَمُ اَسْرارَکُمْ؛[7]پرده خویش را پیش کسى که از اسرار شما آگاه است ندرید!

 

 

 

[1] بحارالانوار، ج 7، ص 287، ح 1.

 

[2] سوره ق، آیه 18.

 

[3] رنگارنگ، ج 2، ص 327 .

 

[4] العروة الوثقى، ج 1، ص 321.

 

[5]امالى صدوق، ص 446؛ بحارالانوار، ج 74، ص 385.

 

[6] بحارالانوار، ج 67، ص 251، ح 4.

 

 

[7] نهج البلاغه، خطبه 203؛ بحارالانوار، ج 70، ص 88، ح 56.

 

 

http://www.uploadax.com/images/87486432293313511787.jpg

 

رسول خدا (صلی الله و علیه وآله و سلم) فرمود:

هر زنى در خانه شوهرش جهت نظم و ساماندهی منزل، چیزى را از جایى بردارد و در جایى دیگر قرار دهد، خداوند عز و جل به او مى‌‏نگرد و هرکس که خدا به او بنگرد او را عذاب نمى‌‏کند.

ام سلمه گفت: مردان همه خوبى‌‏ها را بردند، پس چه چیزى براى زنان بیچاره هست؟ پیامبر فرمود: آرى اگر زن حامله شود او بسان روزه‌دار شب زنده‌دارى است که با جان و مال در راه خدا جهاد مى‌‏کند و چون زایمان کند پاداشى دارد که از بس بزرگ است نمى‌‏داند آن پاداش چیست و چون شیر مى‌‏دهد در برابر هر مکیدن براى او مشابه یک آزاد سازى از فرزندان اسماعیل است و چون از شیر دادن فارغ گردد فرشته‌‏اى بر پهلوى او مى‌‏زند و مى‌‏گوید: از نو آغاز به کار کن که بخشیده شده‌‏اى».

[ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج 21، ص 451.]

«هر گاه زن در ایّام زایمان و دوره نفاسش بمیرد روز قیامت نامه عمل او را نگشایند»؛

یعنى از او حساب گرفته نمی‌شود و بدون حساب‌‌رسى به ‌بهشت می‌رود؛

چون ناراحتى زایمان او را از گناه پاک ساخته است.

[ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 139.]

 

http://gigpars.com/upload/7zcs_%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%82%D9%84%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-no1430.jpg

رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخرین خطبه‏ ای که برای مردم خواند و موعظه فرمود،
 
بحثی‏ راجع به توبه و بازگشت بنده از معصیت و گناه کرد؛ فرمود:

 "هر کس یک‏ سال قبل از مردنش توبه کند، خداوند توبه او را می‏ پذیرد.

" بعد خودش فرمود: "یک سال، زیاد است و در کمتر از یک سال هم ممکن است؛ اگر در یک ماه‏ قبل از مردنش توبه کند، خداوند توبه او را می پذیرد." باز فرمود: "یک ماه‏ هم زیاد است و در کمتر از یک ماه هم ممکن است؛

 اگر کسی یک روز قبل‏ از مردنش توبه کند، خداوند توبه او را می ‏پذیرد.

" باز فرمود: "یک روز هم‏ زیاد است و در کمتر از یک روز هم ممکن است؛

 اگر کسی در یک ساعت قبل‏ از مردنش توبه کند، خداوند توبه او را می پذیرد.

" باز فرمود: "یک ساعت‏ هم زیاد است و در کمتر از یک ساعت هم ممکن است." در این وقت

فرمود: "اگر کسی یک لحظه قبل از مردنش توفیق توبه پیدا کند، خداوند توبه او را می پذیرد!"


توبه، رجوع و بازگشت واقعی بنده به سوی خداوند است و البته ممکن‏ نیست که بنده ‏ای واقعاً و حقیقتاً راه کج را که می‏ رفته، رها کند و به سوی راه راست و مستقیم باز گردد و از عمق باطن و روح خود به‏ سوی خداوند بیاید؛ نه فقط به دلیل اجبار و اضطرار و خداوند او را در جوار رحمت خود نپذیرد.

آن چیزی که رکن و اساس توبه را تشکیل می دهد، ندامت و پشیمانی از کار بد و تصمیم به ترک گناه است. چیزی که هست، ندامت و پشیمانی از گناه‏ و تصمیم به ترک گناه دو نوع است: یک نوع پشیمانیها و تصمیمهای کاذب‏ است که هر آدم خطا کاری هنگامی که با کیفر و چوب قانون مواجه می گردد، پشیمان می‏ شود و آرزو می کند که ای کاش آن عمل زشت را نکرده بود تا حالا این کیفر را نمی‏ چشید!

هر کسی که کیفر را جلو چشم خود ببیند، در آن حال که‏ کیفر را می ‏بیند، نمی ‏تواند تصمیم به گناه بگیرد. خود همان شخص گناهکار در حین ارتکاب گناه، اگر چشمش به کیفر می‏ افتاد و آن را حاضر و آماده می‏ دید، از همان اول، مرتکب گناه نمی‏ شد. دیدن کیفر در جلوی چشم و آنگاه ترک‏ گناه، چیزی شبیه به اجبار و اضطرار و به
/ 2 نظر / 71 بازدید
فاطمه سادات

" اسرائیـــل باید از صحنــ ه ی روزگار محــو شــود " روز جهانی قدس فرصت مناسبی برای شهر قدس ست ، چرا که این شهر مناسبت های بسیار کمی داره .با شرکت توی راهپیمــایی روز قــدس ، قوت قــلب و قدرت مبارزان مسلمان فلسطینــی باشیم... روز جهانی قدس ، بهتــرین بهانـ ه ست برای آغاز تــحـــــریــم خودجوش کالاهای صهیونیــستـــی . " تحریــمـگــر باش مسلمــان " * مـــرگ بـــر اسرائیـــــــــــل *

فاطمه سادات

" اسرائیـــل باید از صحنــ ه ی روزگار محــو شــود " روز جهانی قدس فرصت مناسبی برای شهر قدس ست ، چرا که این شهر مناسبت های بسیار کمی داره .با شرکت توی راهپیمــایی روز قــدس ، قوت قــلب و قدرت مبارزان مسلمان فلسطینــی باشیم... روز جهانی قدس ، بهتــرین بهانـ ه ست برای آغاز تــحـــــریــم خودجوش کالاهای صهیونیــستـــی . " تحریــمـگــر باش مسلمــان " * مـــرگ بـــر اسرائیـــــــــــل *